الشيخ علي اكبر النهاوندي

382

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ « 1 » نازل شد ، سيّد المرسلين دعوت و انذار خويشان نزديك را ، پيشنهاد همّت عالى نهمت ، گردانيد . از حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام منقول است : چون آيهء مذكور نزول نمود ؛ حضرت رسول مرا به ترتيب طعامى امر فرمود . من بعد از تهيّهء اسباب ضيافت ، چهل نفر از اقرباى حضرت را طلبيدم ، ابو طالب ، حمزه ، عبّاس و ابو لهب از آن جمله بودند . وقتى طعام حاضر كردم ، سيّد الانام مقدارى از گوشت را به دست مبارك خود گرفته ، تناول نمود و تتمّه را در حوالى طبق نهاده ، فرمود : خذوا باسم اللّه . همه از آن طعام خوردند و سير شدند ، به آن خدايى كه جان على در قبضهء قدرت او است ، هركدام از ايشان آن مقدار طعام كه ميسّر شده بود ، تناول كردند ، هم‌چنين از قدح شيرى كه به هم رسانده بودم ، مجموع سير گشتند . بعد از اكل و شرب ، پيش از آن‌كه حضرت رسالت تكلّم نمايد ، ابو لهب به قوم روى آورده ، گفت : آن‌كس كه صاحب شماست ، برخوردار مباد ! يعنى محمد كه ساحر است و به پيغمبر گفت : قريش طاقت مقاومت با جميع قبايل عرب را ندارد ، مناسب آن است كه بنى هاشم تو را حبس كنند تا هرگز چهرهء عيش و نشاط نبينى ، اين صورت بر ما آسان‌تر از آن است كه با مجموع اقوام عرب ، مقابله و مقاتله نماييم ، هيچ‌كس با عشيرت خود اين بدى نينديشيده كه تو مىانديشى . گفتگوى ابى لهب بر ضمير منير سيّد عرب گران آمده ، هيچ نگفت و قوم متفرّق شدند . حضرت امير عليه السّلام مىفرمايد : نوبتى ديگر سيّد البشر فرمود : اى على ! اين - يعنى ابو لهب - در تكلّم ، سبقت گرفت و سخنش آن بود كه شنيدى و بار ديگر فرمود : طعامى آماده ساز ! من به موجب فرموده ، عمل نمودم ، چون اقرباى حضرت حاضر شدند و از اكل و شرب فارغ گشتند ، پيغمبر بعد از اداى ثناى آفريدگار فرمود : به خدا سوگند ! اگر به همهء خلق دروغ گويم ، به شما نخواهم گفت . به آن خدايى كه معبودى جز او نيست ؛ من

--> ( 1 ) . سوره شعرا ، آيه 214 .